X
تبلیغات
از توهم تا حقیقت - تفسير و تعبیر خواب‌ معنی پیراهن .

 

   تاريخ ‌: 1/3/76، پنج شنبه‌

ساعت ‌: 11 صبح‌

مكان ‌: ... ‌، پلاك‌ 5

 يادداشت ‌: تفسير و تعبیر خواب معنی‌ پيراهن‌ 29/2/76 .

قبلاً فهميده‌ بودم‌ پيراهن‌ مي‌تواند سوژه‌اي‌ براي‌ ميتوكندري‌ باشد و با اين‌ فكر در تاريخ‌ 29/2/76 سؤالي‌كردم‌ زير عنوان معنی‌ پيراهن‌، الان‌ موقع‌ پاكنويس‌ متوجه‌ شدم‌ اين‌ خواب‌ در رابطه‌ با كار كريستاهاي ‌ميتوكندري‌ و سرهاي‌ گِرد كروي‌ روي‌ اين‌ كريستا هاست ‌.

1- نوشته‌ام ‌: يادم‌ است‌ با آفتابه‌ وارد اطاقي‌ در سمت‌ شمال‌ غربي‌ شدم ‌. فضاي‌ اين‌ اطاق‌ هم‌ به‌اطاق‌ طاق ‌دار، و هم‌ به‌ اطاق‌ بي‌طاق‌ ميماند . هرچند اطاق‌ بود ولي‌ داخل‌ اطاق‌ مثل‌ حياط بزرگ‌ يك‌منزل‌ بود . در اين‌ فضا عده‌اي‌ روي‌ زمين‌ خوابيده‌ بودند (بطور جداجدا) و تماماً رويشان‌ پتو يا لحاف‌ بود .‌ قبل‌ از وارد شدن‌ مي‌دانستم‌ در اينجا توالت‌ هست‌ و قصد رفتن‌ به‌ توالت‌ داشتم‌ ولي‌ ديدم‌ اينجا بصورت ‌تعريف‌ شده‌ است‌ و نمي‌شود توالت‌ رفت ‌. در همين‌ حال‌ در يك‌ نقطه‌ در ميان‌ اين‌ خوابيده ‌ها متوجه‌ يك‌محل‌ شدم ‌. اول‌ فكر كردم‌ آنجا هم‌ كسي‌ زير پتو خوابيده ‌. بعد متوجه‌ شدم‌ در زير آن‌ پتو يا لحاف‌ كسي ‌نيست‌ و بايد توالت‌ مورد انتظار من‌ باشد .‌ نگاه‌ كردم‌ ديدم‌ همه‌ خواب‌ و زير لحاف‌ هستند . فكر كردم ‌قبل‌ از اينكه‌ آنها بيدار شوند مي‌توانم‌ با كنار زدن‌ آن‌ پتو يا تشك‌ سر توالت‌ بنشينم‌ و توالت‌ كنم ‌. منظره‌ آن‌توالت‌ وپتو يا تشك‌ پهن‌ شده‌ در سوراخ‌ توالت‌ مثل‌ تنورهاي‌ خانگي‌ نانوائي‌ روستايي‌ بود،‌ زمين‌آن‌يك‌ حالت‌ بلندي‌ تپه‌اي‌ داشت ‌. البته‌ كل‌ فضاي‌ آن‌ محوطه‌ يك‌ حالت‌ بلندي‌ و پستي‌ داشت ‌.

الف‌ : آفتابه‌ در خوابهاي‌ من‌ سوژه‌اي‌ بوده‌ براي‌ آفتاب‌ و چشمهاي‌ من‌. فكرمي‌كنم‌ در اينجا آفتابه‌، نور وارد شده‌ به‌ چشم‌ و يك‌ كوانتوم‌ نور باشد .

ب‌ : اطاق‌ تعريف‌ شده‌ ‌ يك‌ ميتوكندري‌ و وارد شدن‌‌ به‌ آن‌ وارد شدن‌ نور به‌ ميتوكندري ‌بوده ‌. اطاق‌ ديده‌ شده‌ مي‌تواند يك‌ ميتوكندري‌ از سلول ‌هاي‌ گيرنده‌ نور در چشم‌ مثل‌ سلول ‌هاي ‌مخروطي‌ يا استوانه ‌اي‌ باشد .

ج‌ : طاق‌د ار و بي‌طاق‌ بودن‌ اطاق‌ به‌ معني‌ توان‌ خروج‌ نور از آن‌ و حبس‌ شدن‌ نور در آن‌ است ‌. در اينجا آن‌ نور، خود من‌ وارد شده‌ به‌ چشم‌ و ميتوكندري‌ بوده‌ام ‌. شايد بتوان‌ گفت‌ بي‌طاق‌ بودن‌ آن‌ اطاق‌ به‌ معني ‌تماس‌ داشتن‌ ميتوكندري‌ با پيرامون‌ و طاق‌ داشتن‌ آن‌، تماس‌ ميتوكندري‌ با درون‌ است‌ .

د : خوابيدن‌ افراد به‌ تعداد زياد زير پتو بطور جداجدا، و قصد من‌ براي‌ توالت‌، و اينكه‌ ديدم‌ و فهميدم ‌زير يكي‌ از آن‌ پتوها توالت‌ است‌ نشان‌ مي‌دهد تمام‌ آن‌ افراد مثل‌ هم‌ و همه‌ آنها توالت‌ بوده‌اند .

ه‍ : آن‌ پتوها ‌ پيراهن‌ سؤال‌ شده‌ و كريستا هاي‌ ميتوكندري‌ بوده‌ كه‌ در نتيجه‌ آن‌ افراد زير پتو يا توالت ‌ها سوژه‌اي‌ بوده‌ براي‌ سرهاي‌ كروي‌ روي‌ كريستاها . دليل‌ من‌ زياد بودن‌ آن‌ افراد زير پتو و جداگانه‌ بودن‌ آنها و اين‌ موضوع‌ است‌ كه‌ نوشته‌ام‌ مكان‌ آن‌ افراد حالتي‌ تپه‌اي‌ و بلندي‌ داشت .

و : قصد من‌ براي‌ كنار زدن‌ آن‌ پتو يا تشك‌ به‌ معني‌ ورود نور به‌ سرهاي‌ كروي‌ روي‌ كريستاها بوده ‌. به ‌اين‌ ترتيب‌ مي‌توان‌ قبول‌ كرد در خوابهاي‌ ما سرهاي‌ كروي‌ روي‌ كريستاها با سوژه‌هاي‌ توالت‌ و تنور نانوائي‌ روي‌ زمين‌ تپه‌اي‌ ظاهر شود . در ضمن‌ توالت‌ و تنور نانوايي‌ يكي‌ باشد .

2- باتوجه‌ به‌ خواب‌ بوسيدن‌ ‌... تاريخ‌ 31/6/74 ديروز تا حالا متوجه‌ شده‌ام‌ گيرنده‌ هاي‌ حسي‌ در پيرامون‌ بدن‌ مثل‌ چشم‌، گوش‌ و حواس‌ ديگر در خوابها با سوژه‌ دست‌ ظاهر مي‌شوند، مثل‌ همين‌ خواب‌ بوسيدن‌ ...‌ كه‌ گيرنده‌هاي‌ حسي‌ لبها بصورت‌ دست‌ مادر ...‌ در خواب‌ ظاهر شده .

3- در خواب‌ معنی پيراهن‌ خود من‌ به‌ دليل‌ مطرح‌ شدن‌ دست‌ يك‌ گيرنده‌ حسي‌ پيراموني‌، به‌ دليل‌ مطرح‌ شدن‌ آفتابه‌ در دست‌ چشمها، به‌ دليل‌ وجود توالت‌هاي‌ خيلي‌ زياد كف‌ حياط منزل‌ يا اطاق ‌ميتوكندري‌، به‌ دليل‌ ديدن‌ پتو كريستاهاي‌ ميتوكندري‌، و به‌ دليل‌ وجود توالت‌ روي‌ تپه‌ زير پتو سرهاي ‌كروي‌ روي‌ كريستاهاي‌ ميتوكندري‌ بوده‌ام .

4- الان‌ متوجه‌ شدم‌ كم‌ بودن‌ آب‌ درون‌ آفتابه‌ و، وول‌ خوردن‌ كسي‌ زير پتو در جاي‌ دهانه‌ توالت‌ يكي‌ بوده ‌. به‌ عبارتي‌ اگر آفتابه‌ پر آب‌ بود مسلماً آن‌ شخص‌ زير پتو در فعاليت‌ كامل‌ بود و اين‌ طور تعريف‌ مي‌شد كه‌ من‌ بالاي‌ توالت‌ رفته‌ توالت‌ كرده‌ام .

5- مجموعه‌ اين مسائل‌ اينطور معنی‌ مي‌دهد كه‌ در آن‌ شرايط من‌ نور كامل‌ زمان‌ بيداري‌ وارد شده‌ به‌ چشم‌ نبوده‌ام‌ چه‌ در آن‌ صورت‌ بايد بجاي‌ خوابيدن‌ افراد زير پتو همه‌ آنها روي‌ دهانه‌ توالت‌ها نشسته ‌مشغول‌ مدفوع‌ باشند .

6- با توجه‌ به‌ مفاهيم‌ بدست‌ آمده‌، اين‌ خواب‌ پاسخ‌ به‌ سؤال‌ و رساندن‌ معني‌ و مفهوم‌ پيراهن ‌در خوابهايم‌ است .

7- با توجه‌ به‌ داستان این‌ خواب‌ كه‌ فهميده‌ام‌ در رابطه‌ با كريستاهاي‌ ميتوكندري‌ است‌ بايد اين‌ خواب‌ در گروه‌ خوابهاي‌ مربوط به‌ سلول‌ها ثبت‌ شود . البته‌ با توجه‌ به‌ اين‌ موضوع‌ كه‌ اصل‌ خواب‌ در رابطه‌ با چشمها است ‌.

8- بعد‌ نوشته‌ام مسير نگاهم‌ به ‌سمت‌ شرق‌ و شمال ‌شرقي‌ بود . در شرايطي‌ بالاتر از خودم ... پسر... را‌ جلوتر ديدم ‌. او مثل‌ اينكه‌ كاغذ و قلمي‌ در دست‌ داشت‌ و مشغول‌ خواندن‌ و تعريف‌ چيزي‌ بود و هر آنگاه‌ كلمه‌ يا نكته‌اي‌ روي‌ كاغذ مي‌نوشت ‌. تيپ‌ و ريخت‌ او هنگام‌ تعريف‌ كردن‌ مثل‌ كساني‌ بود كه‌ جلو دوربين‌ تلويزيون‌ باشند، يا قرار باشد از آنها فيلم‌ بردارند و بخواهند بعداً نمايش‌ دهند . اول‌‌ داشتم‌ به‌ او نگاه‌ مي‌كردم‌ و او به‌ آن‌ صورت‌ تعريف ‌مي‌كرد . كم‌كم‌ مثل‌ اينكه‌ خودش‌ نبود و صدايش‌ بود و كم‌كم‌ صدايش‌ هم‌ نبود ولي‌ مي‌دانستم‌ كار او ادامه ‌دارد . احياناً شايد فكر كرده‌ يا فهميده‌ باشم‌ كه‌ او سوار هلي‌كوپتر است‌ و دارد آن‌ برنامه‌ را اجرا مي‌كند .

الف‌ : چون‌ سؤال‌‌ معني‌ پيراهن‌ و پيراهن‌ در اين‌ خواب‌ كريستاهاي‌ ميتوكندري‌ است‌، نگاه‌ من‌ به‌ ... نگاه‌ و تماس‌ كريستاهاي‌ ميتوكندري‌ به‌ سرهاي‌ كروي‌ بوده .

ب‌ : نحوه‌ نگاه‌ من‌ به‌ ... نشان ‌دهنده‌ اين‌ است‌ كه‌ در آن‌ لحظه‌ من‌ كريستاهاي‌ ميتوكندري‌ در جائی بوده‌ام‌ كه‌ از آن‌ نقطه‌ كريستاها در اطراف‌ سرهاي‌ كروي‌ برآمده‌ بوده .

ج‌ : در مقابل‌ من ...‌ فضاي‌ دروني‌ يكي‌ از سرهاي‌ كروي‌ در تماس‌ با كريستاهاي ‌ميتوكندري‌ است ‌. به‌ اين‌ ترتيب‌ ارتباط من‌ و ... يا بالعكس‌ ارتباط فضاي ‌دروني‌ سرها با كريستاهاست .

د : در تاريخ‌ 25/2/76 در تفسير خواب‌ كار سرهاي‌ گرد روي‌ كريستاهاي‌ ميتوكندري‌ 10/3/75 متوجه

شده ام‌ نوشتن‌ كارسرهاي‌ گرد روي‌ كريستاهاي‌ ميتوكندري‌ است ‌. به‌ نظر من‌ قلم‌ و كاغذ در دست ...‌ و چيزي‌ خواندن‌، تعريف‌ او و گاهي‌ نكته‌اي‌ نوشتن‌، كار سرهاي‌ گرد و‌ كريستاهاي‌ ميتوكندري‌ است ‌.

هـ : به‌ نظرم‌ حالت‌ و تيپ‌ جلو دوربين‌ بودن‌ ... ارتباط داشتن‌ با پيرامون‌‌ است ‌. همان‌ بي ‌طاق‌ بودن‌ آن‌ اطاق‌ كه‌ به‌ اين‌ ترتيب‌ مي‌توان‌ قبول‌ كرد سرهاي‌ كروي‌ روي‌ كريستاهاي ‌ميتوكندري‌ در ارتباط با پيرامون‌‌ هستند .

و : هلي‌كوپتر مي‌تواند به‌ معني‌ چرخيدن‌ و گردش‌ باشد . در اينجا سوار هلي‌كوپتر بودن‌ ...، گردش‌ پيام‌ وارد شده‌ به‌ سرهاي‌ كروي‌ در درون‌ ميتوكندري‌ و احياناً در درون‌ سلول‌ و بدن‌ است .‌ الان‌ يادم‌ آمد در خوابي‌ ديگر هم‌ در رابطه‌ با ميتوكندري‌ هلي‌كوپتر تصوير شده ‌. آن‌ خواب‌ پيدا و مطالعه‌ شود .

ز‌ : ‌ از روي‌ فهرست‌ مكانها متوجه‌ شدم‌ خواب‌ مورد نظر در تاريخ‌ 9/11/70 با عنوان‌ كيف‌ زنانه‌ و ارسال‌ به‌ خارج‌ ديده‌ شده ‌. در اين‌ خواب‌ جائی‌ مثل‌ جلو خانه ‌... در ...‌ بودم‌ و صحنه ‌هايي‌ مثل‌ فرستادن‌ كيف‌ به‌ خارج‌، ... ‌، سكه‌ دو ريالي‌، پاسور، و پروانه‌ هلي‌كوپتر ديده‌ام .

ح : نوشته‌ام ‌: احياناً شايد فكر كرده‌ يا فهميده‌ باشم‌ كه‌ او سوار هلي‌كوپتر است  و دارد آن‌ برنامه‌ را اجرا مي‌كند . با توجه‌ به‌ خواب‌ كيف‌ زنانه‌ و ارسال‌ به‌ خارج‌، سوار هلي‌كوپتر بودن‌ ... همان‌ پروانه‌ هلي‌كوپتر بودن‌ است ‌.

9- الان‌ دليل‌ ديگري‌ در مربوط بودن‌ خواب‌ معنی پيراهن‌ به‌ سلول‌هاي‌ بينايي‌ پيدا كردم‌ و آن‌ مطرح ‌شدن‌ ... در سه‌ چهار خواب‌ ديگر مربوط به‌ بينايي‌ است ‌. اين‌ خوابها يكي‌ خواب‌ كار سلول‌هاي ‌مخروطي‌ 2/6/68 است‌ كه‌ در آن‌، خانه‌ ... مطرح‌ شده‌ و يكي‌ خواب‌ بيشترين‌ افكار تاريخ‌ 10/4/73 وريخته‌ شدن‌ زباله‌ درون‌ آب .

10- در دنباله‌ خواب‌ نوشته‌ام‌ آقاي‌ ... را خواب‌ ديده‌ام‌ . اين‌ آقاي‌ ...‌ در خوابهاي‌ من‌ به‌ جاي ‌من و به‌ معني‌ راننده‌ ظاهر مي‌شود . الان‌ با توجه‌ به‌ مطرح‌ شدن‌ ... و قرار گرفتن‌ او در رديف‌ پروانه‌ هلي‌كوپتر مي‌توانم‌  بپذيرم‌ ...‌ همان‌ ... و پروانه‌ هلي‌كوپتر بوده‌ زيرا راننده ‌هلي‌كوپتر چيزي‌ جز پروانه‌ هلي‌كوپتر نيست‌!

11- عجيب‌ است ‌. واقعاً عجيب‌ است ‌. دارد دود از كلمه‌ام‌ بلند مي‌شود تا ديوانه‌ نشده‌ام‌ بهتر است‌ اين‌ بحث‌ را تمام‌ كنم ‌.

12- در تاريخ‌ 26/2/76 يادداشت‌ شناختي‌ با شماره‌ 188 در ستون‌ بالاي‌ نود درصد زير عنوان‌ مغز ما، درخواب‌ داناتر از مغز ما در بيداري‌ است‌ نوشته‌ام ‌: الان‌ دارد درستي‌ اين‌ نظر برايم‌ اثبات‌ مي‌شود . شما خودتان‌ قضاوت‌ كنيد كداميك‌ از ماها در بيداري‌ مي‌تواند بپذيرد راننده‌ هلي‌كوپتر پروانه‌ هلي‌كوپتر باشد . به‌قول‌ ... ‌ها به‌ حق‌ چيزهاي‌ نديده‌ و نشنيده .

 ساعت‌ 15/1 بعد ازظهر :

1- صحن‌ حياط ديده‌ شده‌ در سمت‌ شمال‌ غربي‌ كه‌ توي‌ آن ‌كساني‌ را خوابيده‌ زير پتو ديدم‌ مثل‌ حياط منزل...  در مزرعه‌ او در ... بود ‌. فكر مي‌كنم‌ صحنه‌ ديده‌ شده‌ در اين‌ خواب‌ چيزي‌ مثل‌ حياط آن‌ منزل‌ بود . البته‌ صحنه‌ ديده‌ شده‌ با واقعيت‌ بيداري‌ حياط منزل‌ ... خيلي‌ فرق‌ داشت .

2- قبلاً دريافته‌ام‌ ... شیرین در خوابهاي‌ من‌ به‌ دليل‌ داشتن‌ كلمه‌ شير در رابطه‌ با احساس‌ و افكار سكسي‌ در رابطه‌ با جسم‌ است ‌. الان‌ با توجه‌ به‌ خواب‌هاي‌ مورد نظر مثل خواب‌ كار سرهاي‌ گرد روي‌ كريستاهاي‌ ميتوكندري‌ 10/3/75 كه‌ احساس‌‌ سكسي‌ لبها به‌ پوست‌ و پنیس انتقال‌ يافته‌، و خواب‌ بيشترين‌ افكار 10/4/73 كه‌ افكار بينايي‌ از چشم ‌ها به‌ پنیس رسيده‌، و‌خواب‌ معنی گلابي تاريخ‌ 30/2/75 كه‌ ... را در رابطه‌ با سرهاي‌ كروي‌ دانسته‌ام‌، بايد بپذيرم‌‌ از كارهاي ‌سرهاي‌ گرد روي‌ كريستاهاي‌ ميتوكندري‌ در سلول‌هاي‌ استوانه‌اي‌ و مخروطي‌ و احياناً در ديگر گيرنده ‌هاي‌ حسي‌ مستقر در پوست‌ مثل‌ لبها، جدا كردن‌ افكار مربوط به‌ مسائل‌ جنسي‌ و انتقال‌ آن‌ به‌ جريان ‌افكار در گردش‌ پوست‌ است ‌. افكار در رابطه‌ با جنس‌ و مسائل‌ جنسي‌ همان‌ زباله ‌هاي‌ ريخته‌شده‌  ... شیرین در آب‌، در خواب‌ بيشترين‌ افكار 10/4/73 است‌ كه‌ از طريق‌ پوست‌ به‌ پنیس ‌رسيده بوده .

3- موضوع‌ انتقال‌ افكار سكسي‌ دريافت‌ شده‌ پوست‌ و گيرنده ‌هاي‌ حسي‌ مستقر در پوست‌ به پنیس در ستون‌ درستي‌ نظرات‌ نوشته‌ شود . لازم ‌‌به‌ توضيح‌  است‌ در خواب ‌‌بيشترين‌ افكار 10/4/73، هندوانه‌ سوژه‌ بينايي‌ و صندوق‌ نوشابه‌ سوژه‌ احساس‌هاي‌ جنسي پوست‌ انگشتان‌ وکف دست در تماس‌ با پنیس بوده ‌.

تذكر : قبلاً متوجه‌ شده‌ بودم‌ هندوانه‌ در رابطه‌ با هر دو سيستم‌ بينايي‌ و پنیس است ‌. الان‌ به‌ اين ‌نتيجه‌ مي‌رسم‌ كه‌ هندوانه‌ سوژه‌ بينايي‌ است‌ منتها اين‌ هندوانه‌ مي‌تواند به‌ پنیس انتقال‌ داده‌ شود . به ‌اين‌ ترتيب‌ نتيجه‌ مي‌گيرم‌ هرجا هندوانه‌ در رابطه‌ با پنیس مطرح‌ شود منظور بينايي‌ انتقال‌ داده‌ شده‌ به پنیس است ‌. براي‌ مثال‌ در خواب‌ كوچه‌ جوبشاه‌ هندوانه‌... 13/7/74، امكان‌ آن‌ هست‌ هندوانه‌ سوژه ‌بينايي‌ و كوچه‌ جوبشاه‌ سوژه‌اي‌ براي‌ پنیس باشد . به‌ اين‌ ترتيب‌ مطرح‌ شدن‌ تاریک و روشني‌ صبح ‌نشان‌دهنده‌ انتقال‌ افكار بينايي‌ به‌ پنیس در دوران‌ خواب‌ REM  صبحگاهي‌ از طريق‌ پوست‌ به‌ پنیس است ‌.

 

+ نوشته شده در پنجم دی 1385ساعت 10 قبل از ظهر توسط حسین |